اسم

کسوت

(کِ وَ) [ ع. کسوه ] (اِ.) رخت، لباس، جامه پوشیدنی. ج. کسا.

    کسینوس

    (کُ) [ فر. ] (اِ.) نسبت ضلع مجاور زاویه حاده در مثلث قایم الزاویه به وتر.

      کش

      (~.) (اِ.) زخم و ریشی که بر دست و پای شتر بهم رسد و از آن پیوسته زردآب بیرون آید و از بیم سرایت شتران صحیح را داغ کنند؛ غره.

        کش

        (کِ) (اِ.) نوار یا تسمه‌ای که دارای حالت ارتجاعی است مخصوصاً بندی که در آن نوار یا نوارهای لاستیکی به کار رفته باشد.

          کش

          (~.) (اِ.) دفعه، مرتبه، بار.

            کش بافی

            (کِ) (اِمر.)
            ۱- کارگاه بافندگی پارچه کشباف.
            ۲- عمل بافتن پارچه‌های کشباف.

              Scroll to Top