اسم کستی (کُ تِ) [ په. ] (اِ.) ۱- کُشتی. ۲- زنار و ریسمانی که ترسایان و هندوان و زرتشتیان بر کمر بندند.
اسم کسر (کَ) [ ع. ] ۱- (مص م.)شکستن، شکستگی، رخنه، شکاف. ۲- (اِ.) حرکت زیر و کسره. ۳- عددی که کمتر از واحد صحیح باشد.
اسم کس (کَ) ۱- (اِ.) شخص، مردم، ذات. ۲- (مبهم) شخص مبهم. ۳- فردی، احدی. ۴- یار، رفیق، همدم. ۵- خویش، خویشاوند. ۶- مرد، جوانمرد.