اسم

کرو

(کَ) (اِ.) = کره. کری: پرده سفیدی که عنکبوت سازد و در آن تخم کند و بچه برآرد.

    کروبی

    (کَ یّ) [ ع. ] (اِ.) فرشته مقرب درگاه. ج. کروبیون.

      کروبیون

      (کَ یُّ) [ ع. ] (اِ.) جِ کروبی. فرشتگان مقرب درگاه.

        کرور

        (کُ) [ هند. ] (اِ.) عدد بسیار زیاد، پانصد هزار.

          کروشه

          (کُ ش) [ فر. ] (اِ.) نوعی پرانتز به شکل ] [، قلاب (فره).

            کروفر

            (کَ رُّ فَ) [ ع. ] (اِ.) شوکت، حشمت، جلال.

              کره

              (کَ رَ) (اِ.)
              ۱- چرک.
              ۲- پینه.

                Scroll to Top