اسم

کردو

(کَ) (اِ.)
۱- شاخه‌ای که از درخت بریده باشند.
۲- بخشی از مزرعه که کنارهای آن را بلند کنند تا آب در آن نشیند و در میان آن سبزی کارند یا زراعت کنند.

    کراوات

    (کِ) [ فر. ] (اِ.) پارچه‌ای باریک و بلند که مردان به یقه پیراهن گره زنند و از جلو سینه آویزان کنند، فکل.

      کراویا

      (کَ) (اِ.) گونه‌ای زیره که به نام زیره سیاه یا زیره سیاه کرمانی موسوم و دارای ریشه‌های متورم است. از دانه‌هایش به منظور معطر کردن اغذیه استفاده می‌کنند و به علاوه دارای خاصیت بادشکن و از بین بردن نفخ‌های روده و مقوی و قاعده آور و مدر است.

        کرایم

        (کَ یِ) (اِ.) جِ کریمه.
        ۱- زنان با مروت.
        ۲- بزرگ قدر، ارجمند.

          کرایه

          (کِ یِ) (اِ.) گرفته شده از «کراء» عربی. مزد، اجرت.

            کرب

            (کَ) [ ع. ] (اِ.) اضطراب، وحشت، اندوه. ج. کروب.

              کرباس

              (کَ) [ هند. ] (اِ.) پارچه پنبه‌ای سفید. ج. کرابیس.

                Scroll to Top