اسم

وشن

(وَ شَ) (اِ.) آلودگی، آلایش.

    وش

    (~.) (اِ.) شمله دستار و علاقه مندیل و مانند آن.

      وش

      (وَ) [ گیل. ] (اِ.)
      ۱- پنبه پاک نکرده.
      ۲- پارچه و بافته‌ای ابریشمی.

        وشاح

        (و یا وُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- حمایل، پارچه رنگین و زینت شده‌ای که به شانه و پهلو حمایل کنند.
        ۲- شمشیر، کمان. ج. وشائح.

          وشاق

          (وُ) [ تر. ] (اِ.) خدمتکار، غلامی که هنوز صورتش مو درنیاورده.

            وسواس

            (وَ) [ ع. ] (اِ.) اندیشه بد، القاء شیطانی. فکر یا عمل تردیدآمیز.

              وسوسه

              (وَ وَ س) [ ع. وسوسه ] (اِ.) پیدا شدن اندیشه بد در دل. ج. وساوس.

                Scroll to Top