کافر
(فَ) [ ع. ] (اِفا.) بی دین، ملحد. ج. کفره، کفار.
(غَ) [ از چی. ] (اِ.) ورقه نازک، خم پذیر و مسطحی که معمولاً از خمیر الیاف گیاهی ساخته میشود و غالباً بر آن چیز نویسند یا چاپ کنند. ؛ ~سیاه کردن کنایه از: نویسندگی کردن، نوشتن (حالت تحقیر). ؛~پاره کاغذی که محتوی آن فاقد ارزش است.
(~. نَ) (اِ.) نباتی که آن را به شکل کاسه درست کردهاند و معمولاً جزئی از وسایل سفره عقد است.
(~. نَ مَ) (اِ.) هر یک از واشرهای لاستیکی گرد در اندازههای مختلف که در موتور برای پیشگیری از نفوذ روغن به بیرون به کار میرود.
(اِ.) [ فر. ] پرندهای است سیاه رنگ به اندازه سار از راسته سبکبالان، بومی آمریکای جنوبی، پرهای پشت آن زرد طلایی است.