اسم

وسط

(وَ سَ) [ ع. ] (اِ.) میانه، میان، چیزی که نه خوب باشد و نه بد. ج. اوساط.

    وسع

    (وُ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) قدرت، توانایی.
    ۲- (اِ مص.) فراخی، گشایش.

      وسعت

      (وُ عَ) [ ع. وسعه ] (اِمص.)
      ۱- گشادگی، گشادی.
      ۲- فراخی، پهنه.

        وسمه

        (وَ مِ) [ ع. وسمه ] (اِ.) گیاهی است با برگ‌هایی شبیه برگ مورúد که پس از رسیدن سیاه می‌شود و از آن برای رنگ کردن ابرو استفاده می‌کردند.

          وسمه جوش

          (~.) [ ع – فا. ] (اِ.) ظرفی که وسمه را در آن می‌جوشانند.

            وژول

            (وُ) (اِ.)
            ۱- بجول ؛ استخوان پاشنه پا.
            ۲- شور و غوغا.

              وساده

              (وِ دَ یا دِ) [ ع. وساده ] (اِ.)
              ۱- مخده، بالش.
              ۲- بستر، خوابگاه.
              ۳- مسند، اورنگ ؛ ج. وسادات.

                Scroll to Top