اسم

قوا

(قُ وا) [ ع. قوی ] (اِ.) جِ قوه ؛ نیروها، قوت‌ها.

    قواره

    (قَ ر) [ ع. قواره ] (اِ.) مقدار پارچه بریده شده به اندازه یک دست لباس.

      قنوت

      (قُ) [ ع. ] (اِمص.)
      ۱- تواضع، فرمان برداری.
      ۲- قیام در نماز.

        قنینه

        (ق نُِ نَ) [ ع. ] (اِ.)شیشه، شیشه شراب، صُراحی.

          قهر

          (قَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.)عذاب کردن، تنبیه ک ردن.
          ۲- (اِمص.) ظلم و زور.
          ۳- توانایی، چیرگی.

            قهقرا

            (قَ قَ) [ ع. قهقری ] (اِ.) به عقب برگشتن، بازگشتن.

              Scroll to Top