اسم

وزرا

(وُ زَ) [ ع. وزراء ] (اِ.) جِ وزیر.

    ورودیه

    (وُ یِّ) [ ازع. ] (اِ.) حق وجهی که بابت داخل شدن در جایی پرداخت می‌شود، حق الورود.

      وروغ

      (~.) (اِ.) تیرگی، کدورت ؛ مق. فروغ.

        وری

        (وَ را) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- خلق، مخلوق.
        ۲- آفریده.

          وز

          (وَ) (اِ.) مقسم آب. ؛ سر ~ الف – محل تقسیم آب. ب – آلتی که برای تقسیم آبی که باید به مصرف آبیاری برسد، به کار رود.

            وز

            (وِ) (اِ.) فِر، موی پُر پیچ و تاب.

              Scroll to Top