اسم

ورم

(وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) باد، برآمدگی در بدن بر اثر ضربه یا بیماری.

    ورموت

    (وِ) [ فر. ] (اِ.) شراب سفید که در آن مواد عطرآگین می‌آمی‌زند.

      ورمیشل

      (وِ شِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی ماکارونی خیلی نازک که در سوپ می‌ریزند.

        ورمیشل

        (وِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی خمیراک رشته مانند با قطر کم و طول زیاد، رشته فرنگی. (فره).

          ورنجن

          (وَ رَ جَ) (اِ.) برنجن ؛ حلقه‌ای از زر و سیم و یا فلزات دیگر که زنان در دست و پا کنند.

            ورنی

            (وِ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- لعاب.
            ۲- چرم شفاف و براق. متضاد: شور و یا مات.

              ورواره

              (وَ رِ) (اِ.) فرواره ؛ بالاخانه، خانه تابستانی.

                ورکار

                (وَ) (اِ.) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.

                  Scroll to Top