قلاب
(قُ لّ) [ ع. ] (اِ.) وسیله خمیده سرکج برای گرفتن، کشیدن یا آویختن.
(قَ) [ تر. ] (اِ.) = قلاجو:
۱- جام و ظرفی که از چرم میساختند و در آن آب و شراب مینوشیدند از نوع آبخوریهای چرم بلغاری.
۲- نهری که در آن ستوران در موسم سرما آب خورند.
(قَ فَ س) [ ازع. ] (اِ.) وسیلهای از چوب، فلز یا پلاستیک، دارای صفحههای افقی با فواصلی معین برای چیدن مرتب و قابل دسترسی اشیاء، گنجه. ؛ ~ ی سینه صندوقه سینه، قفس سینه. ؛ ~ی فلزی گنجهای که از فلز ساخته شده باشد.
(قُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- اسبابی برای بستن چیزی و جلوگیری از دسترسی آزادانه به آن.
۲- اسبابی که جز با کلید یا رمز معینی باز نشود.
(قُ) (عا.) (اِ.) وقتی که اناری را به چند بخش تقسیم کنند، هر تکه آن را که شامل چند دانه با پوسته سفید آن است ققسی گویند.