اسم

قلب الاسد

(قَ بُ لْ اَ سَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- دل شیر، قلب اسد.
۲- نام ستاره‌ای به رنگ آبی – سفید و قدر ۳/۱ در میان صورت فلکی شیر یا اسد که ۸۶ سال نوری با ما فاصله دارد.

    قلبه

    (قُ بِ) (اِ.) چوبی که گاوآهن را به آن ببندند و به گردن گاو بگذارند.

      قلت

      (قِ لَّ) [ ع. قله ] (اِمص.)۱ – کمی، اندکی.
      ۲- ندرت، نادری.

        قلتاق

        (قَ) [ تر. ] (اِ.) بخشی از زین اسب که از چوب سازند، چوب زین.

          قلاده

          (قَ دَ یا دِ) [ ع. قلاده ] (اِ.)
          ۱- گردن بند.
          ۲- زنجیری که بر گردن حیوانات یا مجرمین می‌بندند.
          ۳- واحدی برای شمارش گربه س انان.

            قفسه

            (قَ فَ س) [ ازع. ] (اِ.) وسیله‌ای از چوب، فلز یا پلاستیک، دارای صفحه‌های افقی با فواصلی معین برای چیدن مرتب و قابل دسترسی اشیاء، گنجه. ؛ ~ ی سینه صندوقه سینه، قفس سینه. ؛ ~ی فلزی گنجه‌ای که از فلز ساخته شده باشد.

              قفل

              (قُ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- اسبابی برای بستن چیزی و جلوگیری از دسترسی آزادانه به آن.
              ۲- اسبابی که جز با کلید یا رمز معینی باز نشود.

                قفیز

                (قَ فِ) [ معر. ] (اِ.)
                ۱- پیمانه.
                ۲- واحدی برای اندازه گیری زمین تقریباً برابر با ۱۵۰۰ متر.

                  ققسی

                  (قُ) (عا.) (اِ.) وقتی که اناری را به چند بخش تقسیم کنند، هر تکه آن را که شامل چند دانه با پوسته سفید آن است ققسی گویند.

                    ققنوس

                    (قُ)(اِ.) = ققنس:مرغی است افسانه‌ای که منقارش سوراخ‌های فراوان دارد و آوازهای عجیب درمی آورد. هزار سال عمر می‌کند و چون مرگش فرا رسد هیزم بسیار جمع می‌کند و بر بالای آن می‌نشیند و آن قدر بال می‌زند تا هیزم آتش بگیرد و بسوزد و از خاکسترش ققنوس جدیدی به وجود می‌آید.

                      Scroll to Top