قلت
(قِ لَّ) [ ع. قله ] (اِمص.)۱ – کمی، اندکی.
۲- ندرت، نادری.
(قَ دَ یا دِ) [ ع. قلاده ] (اِ.)
۱- گردن بند.
۲- زنجیری که بر گردن حیوانات یا مجرمین میبندند.
۳- واحدی برای شمارش گربه س انان.
(قُ) (عا.) (اِ.) وقتی که اناری را به چند بخش تقسیم کنند، هر تکه آن را که شامل چند دانه با پوسته سفید آن است ققسی گویند.
(قُ)(اِ.) = ققنس:مرغی است افسانهای که منقارش سوراخهای فراوان دارد و آوازهای عجیب درمی آورد. هزار سال عمر میکند و چون مرگش فرا رسد هیزم بسیار جمع میکند و بر بالای آن مینشیند و آن قدر بال میزند تا هیزم آتش بگیرد و بسوزد و از خاکسترش ققنوس جدیدی به وجود میآید.