قعب
(قَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- قدح بزرگ.
۲- کاسهای که یک نفر را سیر کند.
(قَ بِ یا بَ) [ ع. قعبه ] (اِ.)
۱- جعبه یا قوطی ای که زنان در آن مواد معطر میریختند.
۲- قدح، قعب.
(قُ دَ یا دِ) [ ع. قعده ] (اِ.)
۱- آن چه که روی آن نشینند از قبیل زین و غیره.
۲- مرکب که بر آن سوار شوند.
(قَ فَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- محفظهای برای نگه داری پرندگان.
۲- استخوان جناغ سینه.
۳- زندان.
۴- هر جای تنگ.