قطمیر
(قِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پوست نازکی که بین خرما و هسته آن قرار دارد.
۲- کنایه از: چیز اندک.
(قَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – گله گوسفندان، رمه گاوان.
۲- آن چه از درخت بریده شود.
۳- بخش اول شب.
۴- همانند، همتا.
(قَ عَ یا عِ) [ ع. قطیعه ] (اِ.)
۱- جدایی، بریدگی.
۲- گله گاوان و گوسفندان.
۳- لشکر.
۴- قطعهای از زمین و ملک که به کسی واگذارند تا از آن امرار معاش کند. ج. قطایع.
(قُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ملاک و مدار چیزی.
۲- بزرگ و مهتر قوم.
۳- هر یک از طرفین محور کره زمین که آنها را قطب شمال و قطب جنوب میگویند.
۴- جزء رسانای یک دستگاه که جریان برق از آن خارج یا به آن وارد میشود.
(قُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- ناحیه، اقلیم.
۲- خطی که از مرکز دایره بگذرد و دو برابر شعاع است.
۳- ضخامت هر چیز. ج. اقطار.