اسم

قطاب

(قِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آمیختگی.
۲- گریبان.

    قطابه

    (قُ بَ یا بِ) [ ع. قطابه ] (اِ.) تکه‌ای گوشت، قطعه‌ای از گوشت.

      قطار

      (قَ) [ ع. ] (اِ.)۱ – یک رشته شتر.
      ۲- در فارسی نام وسیله مسافربری، ترن.
      ۳- صف، ردیف.

        قطاس

        (قُ) [ معر – یو. ] (اِ.) نام عام برای هر یک از پستانداران دریازی از راسته آب بازان.

          قطاف

          (قِ) [ ع. ] (اِ.) هنگام چیدن میوه.

            قطایف

            (قَ یِ) (اِ.)
            ۱- جِ قطیفه.
            ۲- لوزینه،.
            ۳- نوعی حلوا.

              قضب

              (~.) [ ع. ]
              ۱- (اِ.) هر درخت دراز گسترده شاخ.
              ۲- شاخه‌ای که برای کمان بریده باشند.
              ۳- یونجه.

                قضیب

                (قَ ض) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- شاخه درخت.
                ۲- آلت مرد. ج. قضبان.

                  Scroll to Top