اسم

قطاس

(قُ) [ معر – یو. ] (اِ.) نام عام برای هر یک از پستانداران دریازی از راسته آب بازان.

    قضاء

    (قَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) به جا آوردن، گزاردن.
    ۲- داوری کردن.
    ۳- (اِ.) حکم، فرمان.
    ۴- سرنوشت، تقدیر.

      قصعه

      (قَ عَ) [ ع. قصعه ] (اِ.) کاسه و ظرفی که در آن غذا خورند. ج. قصاع.

        قصه

        (قِ صِّ) [ ع. قصه ] (اِ.)
        ۱- حکایت، داستان.
        ۲- خبر، حدیث.
        ۳- بیان حال، بیان احوال.
        ۴- عریضه، عرض حال.
        ۵- سخن، حرف. ج. قصص.

          قصود

          (قُ) [ ع. ] (اِمص.) صحت عزیمت باشد بر طلب حقیقت مقصود.

            قصور

            (قُ) [ ع. ] (اِ.) جِ. قصر؛ کاخ‌ها.

              قصید

              (قَ) [ ع. ] (اِ.)
              ۱- نیزه شکسته.
              ۲- قصیده.
              ۳- شعر پاکیزه و نیکو.
              ۴- گوشت خشک.
              ۵- استخوان با مغز.

                Scroll to Top