اسم

ورش

(وَ) [ ع. ] (اِ.) طعامی که از شیر سازند.

    ورشان

    (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.

      ورشک

      (وَ شَ) (اِ.) کیسه کوچکی که در آن دارو می‌ریختند.

        ورشو

        (وَ) (اِ.)
        ۱- فلزی است محکم ترکیب شده از مس و روی و نیکل.
        ۲- پایتخت لهستان.

          ورطه

          (وَ ط) [ ع. ورطه ] (اِ.)۱ – جای خطرناک.
          ۲- منجلاب، گرداب.

            ورغ

            (وَ رْ) (اِ.) سد مانندی ساخته شده از چوب و علف و گِل.

              ورغست

              (وَ غَ) (اِ.) برغست ؛ گیاهی است شبیه به اسفناج که پخته آن در بعضی خوراکی‌ها به کار می‌رود.

                ورق

                (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- برگ درخت.
                ۲- برگ کاغذ. ج. اوراق.
                ۳- دسته‌ای کارت که با آن بازی کنند.

                  Scroll to Top