اسم

ورکار

(وَ) (اِ.) هر میوه که درخت ندارد و بوته و بیاره دارد مانند: خربزه، هندوانه، خیار و کدو و جز آن.

    ورش

    (وَ) [ ع. ] (اِ.) طعامی که از شیر سازند.

      ورشان

      (وَ رَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی کبوتر صحرایی تیره رنگ که بالای دمش سفید است. ج. وراشین.

        ورشک

        (وَ شَ) (اِ.) کیسه کوچکی که در آن دارو می‌ریختند.

          ورشو

          (وَ) (اِ.)
          ۱- فلزی است محکم ترکیب شده از مس و روی و نیکل.
          ۲- پایتخت لهستان.

            ورطه

            (وَ ط) [ ع. ورطه ] (اِ.)۱ – جای خطرناک.
            ۲- منجلاب، گرداب.

              ورغ

              (وَ رْ) (اِ.) سد مانندی ساخته شده از چوب و علف و گِل.

                ورغست

                (وَ غَ) (اِ.) برغست ؛ گیاهی است شبیه به اسفناج که پخته آن در بعضی خوراکی‌ها به کار می‌رود.

                  Scroll to Top