اسم

قس

(قَ سّ) [ معر. ] (اِ.)
۱- روحانی مسیحی بین اسقف و شماس.
۲- کاهن. ج. قسوس.

    قسامه

    (قَ مِ) [ ع . قسامه ] (اِ.) گروهی که برای گرفتن چیزی سوگند بخورند و آن را بگیرند.

      قسط

      (قِ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- عدل و داد.
      ۲- بهره، نصیب.
      ۳- قسمتی از یک کل که در فاصله‌های مساوی با کمیت‌های مساوی دریافت یا پرداخت می‌شود.

        قسطاس

        (قُ یا قِ) [ ع. ] (اِ.) ترازو، ترازوی بزرگ.

          قزاق

          (قَ زّ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- نام قومی از تاتار.
          ۲- نام قدیم سربازان روس.

            قزاگند

            (قَ گَ) (اِ.)
            ۱- خفتان، لباس جنگ.
            ۲- نهالی، توشک. کژاغند و قزاگند و کزاگند و کجاکند نیز گفته می‌شود.

              قزاوه

              (قَ وَ یا وِ) (اِ.) = قژاوه: کجاوه، مجمل.

                قره نی

                (قَ رَ. نِ) [ تر – فا. ] (اِ.) نی بزرگ که از چوب و فلز ساخته می‌شود.

                  Scroll to Top