اسم

قراضه

(قُ ض) [ ع. قراضه ] (اِ.)
۱- براده‌های فلز که هنگام تراشیدن می‌ریزد.
۲- هرچیزی که از شکل درآمده و خراب شده باشد.

    قذر

    (قَ ذَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) پلید گردیدن.
    ۲- (اِمص.) پلیدی.
    ۳- (اِ.) چرک.
    ۴- غایط. ج. اقذار.

      قذی

      (قَ ذا) [ ع. ] (اِ.) خاشاک ج. اقذاء.

        قراب

        (~.) [ ع. ] (اِ.) غلاف شمشیر، نیام.

          قراب

          (قَ رّ) [ ازع. ] (اِ.) ظرف شیشه‌ای، قرابه.

            قذال

            (قَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- پس سر.
            ۲- بناگوش.

              Scroll to Top