اسم

قدک

(قَ دَ) (اِ.) جامه کرباسی که آن را با نیل رنگ کرده باشند.

    قدم

    (قَ دَ) [ ع. ]
    ۱- (اِ.) پای، گام. ج. اقدام.
    ۲- واحد مسافت و آن فاصله میان دو پایه یک فرد متوسط است به هنگام راه رفتن.
    ۳- (اِمص.) عمل، کار.
    ۴- ثبات و پایداری. ؛~رنجه فرمودن کنایه از: تشریف آوردن. ؛~ کسی سبک بودن کنایه از: الف – خوش قدم بودن. ب – با آمدن خود موجب رونق کسب و کار شدن.

      قدومه

      (قُ دُّ مَُ یا مِّ) (اِ.) گیاهی است از تیره صلیبیان که علفی است و دارای گل‌های کوچک و زرد رنگ می‌باشد و معمولاً در کنار جاده‌ها روییده می‌شود. در این گیاه اسانس گوگردداری وجود دارد. دانه‌های آن به عنوان ضد اسکوربوت و مدر و خلط آور به صورت شربت یا دم کرده مصرف می‌شود و بیشتر در موارد گرفتگی صدا و بیماری‌های حنجره و غیره به کار می‌رود. میوه این گیاه خورجین است.

        قد

        (قَ دّ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- اندازه.
        ۲- قامت، بالا، برز. ؛ ~ُ نیم قد بزرگ و کوچک.

          قداره

          (قَ دّ رِ) [ معر. ] (اِ.) جنگ افزاری شبیه شمشیر پهن و کوتاه. ؛ ~بستن برای کسی کنایه از: قصد جان کسی را داشتن.

            Scroll to Top