اسم

قتلگاه

(قَ) [ ع – فا. ] (اِ.) جای کشته شدن، جای کشتار.

    قحط

    (قَ) [ ع. ] (اِمص.)
    ۱- خشکسالی، بی – حاصلی.
    ۲- نایابی.

      قبوض

      (قُ) [ ازع. ] (اِ.) جِ قبض ؛ رسیدها.

        قبول

        (قَ) [ ع. ]
        ۱- (مص م.) پذیرفتن.
        ۲- (اِ مص.) پذیرایی، پذیرش.

          قبیل

          (قَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- جماعت، گروه.
          ۲- گونه، ن وع. مثل: از این قبیل کتاب‌ها.

            قبیله

            (قَ لَ یا لِ) [ ع. قبیله ] (اِ.) طایفه، گروه. ج. قبایل.

              قپان

              (قَ) (اِ.) ترازوی بزرگ، مخصوص وزن کردن بارهای سنگین.

                قپه

                (قُ پِّ) (اِ.) جسم کوچک و محدب به شکل نیم کره یا دگمه برجسته که به جایی چسبیده باشد.

                  Scroll to Top