اسم

فیوز

[ انگ. ] (اِ.) اسبابی که جهت جلوگیری از عبور جریان شدید الکتریسته در یک مدار به کار می‌رود. ؛~ پراندن کنایه از: حیرت زده شدن.

    فئه

    (فِ ئَ یا ئِ) [ ع. فئه ] (اِ.)
    ۱- گروه، دسته.
    ۲- دسته‌ای از لشکریان.

      فئودالیته

      (فِ ئُ تِ) [ فر. ] (اِ.) حکومت ملوک الطوایفی، نوعی حکومت که زمین داران بزرگ قدرت را در دست دارند.

        قاب

        [ ع. ] (اِ.)
        ۱- اندازه، مقدار.
        ۲- مابین قبضه کمان و گوشه آن.

          قاب

          [ تر. ] (اِ.)
          ۱- بشقاب بزرگ و کم و بیش گود.
          ۲- جلد یا غلاف برخی چیزها، مانند: عینک، ساعت.
          ۳- جسم سخت از چوب یا غیر چوب بر گرد عکس، آینه و… که نگه – دارنده آن باشد، چارچوب.

            قاب دستمال

            (دَ) (اِمر.) دستمالی که در منزل برای پاک کردن یا خشک کردن به کار می‌رود. قابس (بِ) [ ع. ] (اِفا.) سوزنده، درخشان.

              فین فین

              (اِصت.) صدای مقطع بیرون راندن‌ها هوا از سوراخ بینی.

                Scroll to Top