اسم

فینال

[ فر. ] (اِ. ص.)
۱- آخر، آخرین، مرحله نهایی، مرحله پایانی.
۲- پایان مسابقه یا آخرین مسابقه ورزشی.

    فینالیست

    [ فر. ] (اِ.) کسی که به آخرین مرحله مسابقه راه پیدا کرده‌است.

      فیض

      (فَ یا فِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) بسیار شدن آب.
      ۲- (اِمص.) بسیاری، بسیاری آب.
      ۳- ریزش.
      ۴- بخشش، جود.

        فیضان

        (فَ یَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) بسیار شدن آب و سرریز شدن آن، لبریز شدن.
        ۲- (اِ مص.) ریزش، ریزش آب.

          فیفا

          (فَ) [ ع. فیفاء ] (اِ.)
          ۱- بیابان، بیابان بی آب.
          ۲- تخته سنگ نرم.

            فیقره

            (فِ رَ) (اِ.) = فیقرا: صبرزرد، گیاهی است تلخ.

              فیل

              [ معر. پیل ] (اِ.)
              ۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.
              ۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.

                فیلتر

                (تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).

                  فیلسوف

                  (اِ. ص.) مأخوذ از یونانی به معنی دوستدار حکمت.

                    فیلک

                    (فَ یا فِ لَ) (اِ.) بیلک، تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.

                      Scroll to Top