اسم

فیوز

[ انگ. ] (اِ.) اسبابی که جهت جلوگیری از عبور جریان شدید الکتریسته در یک مدار به کار می‌رود. ؛~ پراندن کنایه از: حیرت زده شدن.

    فیضان

    (فَ یَ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بسیار شدن آب و سرریز شدن آن، لبریز شدن.
    ۲- (اِ مص.) ریزش، ریزش آب.

      فیفا

      (فَ) [ ع. فیفاء ] (اِ.)
      ۱- بیابان، بیابان بی آب.
      ۲- تخته سنگ نرم.

        فیقره

        (فِ رَ) (اِ.) = فیقرا: صبرزرد، گیاهی است تلخ.

          فیل

          [ معر. پیل ] (اِ.)
          ۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.
          ۲- یکی از مهره‌های شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.

            فیلتر

            (تِ) [ فر. ] (اِ.) ابزاری برای تصفیه آب و مایعات دیگر، صافی، پالایه (فره).

              فیلسوف

              (اِ. ص.) مأخوذ از یونانی به معنی دوستدار حکمت.

                فیلک

                (فَ یا فِ لَ) (اِ.) بیلک، تیری که پیکان آن دو شاخ باشد.

                  فیلم

                  [ فر. ] (اِ.)۱ – نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شده‌است و در عکاسی و فیلم برداری استفاده می‌شود.
                  ۲- (فا) مجموع یک نمایش سینمایی. ؛~ بازی کردن کنایه از: ظاهرسازی کردن، دغل بازی کردن.

                    Scroll to Top