فیوز
[ انگ. ] (اِ.) اسبابی که جهت جلوگیری از عبور جریان شدید الکتریسته در یک مدار به کار میرود. ؛~ پراندن کنایه از: حیرت زده شدن.
[ انگ. ] (اِ.) اسبابی که جهت جلوگیری از عبور جریان شدید الکتریسته در یک مدار به کار میرود. ؛~ پراندن کنایه از: حیرت زده شدن.
[ معر. پیل ] (اِ.)
۱- پستانداری است عظیم الجثه و علف خوار با بینی درازی موسوم به خرطوم و دو دندان نیش به نام عاج که بسیار گران بهاست.
۲- یکی از مهرههای شطرنج. ؛ ~ و فنجان دو چیز نامتناسب ازنظر اندازه. ؛ ~ کسی یاد هندوستان کردن کنایه از:به هوس چیزی یا وسوسه کاری افتادن. ؛~هوا کردن کنایه از: کار شگفت انگیز، جالب توجه و پر هیاهو کردن.
[ فر. ] (اِ.)۱ – نوار قابل انعطاف سلولوییدی که با امولسیون حساس در برابر نور پوشیده شدهاست و در عکاسی و فیلم برداری استفاده میشود.
۲- (فا) مجموع یک نمایش سینمایی. ؛~ بازی کردن کنایه از: ظاهرسازی کردن، دغل بازی کردن.