اسم

قاپی

[ تر. ] (اِ.) = قاپو. قپو: دروازه، در بزرگ.

    قاتمه

    (مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.)
    ۱- موی دم و یال اسب و استر.
    ۲- رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند؛ بزمو، تاب.

      قابض

      (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
      ۱- گیرنده، در مشت گیرنده.
      ۲- در طب دارویی که یبوست ایجاد کند.

        قابل

        (بِ) [ ع. ] (اِفا.)
        ۱- پذیرنده، قبول کننده.
        ۲- لایق، سزاوار.
        ۳- باتجربه، کارآزموده.
        ۴- بسیار، زیاد.
        ۵- آتیه، آینده. مق ماضی.
        ۶- ضامن.
        ۷- جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب به معنی «شایسته، درخور، مناسب»: قابل اعتماد، قابل اعتنا.
        ۸- جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب به معنی «دارای امکان و توانایی قبول کار یا حالتی»: قابل اجرا، قابل تحمل.

          قابل دار

          (~.) [ ع – فا. ] (ص مر.) باارزش، شایسته. (?(قابلمه (بْ لَ مِ) [ تر. ] (اِ.) دیگ، دیگ در دار فلزی برای پختن غذا.

            فینال

            [ فر. ] (اِ. ص.)
            ۱- آخر، آخرین، مرحله نهایی، مرحله پایانی.
            ۲- پایان مسابقه یا آخرین مسابقه ورزشی.

              Scroll to Top