قابلق
(لُ) [ تر. ] (اِ.) کیسه یا جعبه کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویه مقوی میگذاشتند.
(لُ) [ تر. ] (اِ.) کیسه یا جعبه کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویه مقوی میگذاشتند.
(اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچه گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.
(مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.)
۱- موی دم و یال اسب و استر.
۲- رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند؛ بزمو، تاب.
(دَ) (اِمر.) دستمالی که در منزل برای پاک کردن یا خشک کردن به کار میرود. قابس (بِ) [ ع. ] (اِفا.) سوزنده، درخشان.