اسم

قابلق

(لُ) [ تر. ] (اِ.) کیسه یا جعبه کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویه مقوی می‌گذاشتند.

    قابله

    (بِ لَ یا لِ) [ ع. قابله ] (اِفا.)
    ۱- پذیرنده.
    ۲- زن شایسته.
    ۳- ماما.

      قاپ

      (اِ.) = قاب: استخوانی کوچک در پاچه گوسفند که با آن نوعی قمار کنند. ؛ ~ ~کسی را دزدیدن آن کس را فریفتن.

        قاپی

        [ تر. ] (اِ.) = قاپو. قپو: دروازه، در بزرگ.

          قاتمه

          (مَ یا مِ) [ تر. ] (اِ.)
          ۱- موی دم و یال اسب و استر.
          ۲- رشته و طنابی که از موی دم و یال اسب و استر بافند؛ بزمو، تاب.

            قاب دستمال

            (دَ) (اِمر.) دستمالی که در منزل برای پاک کردن یا خشک کردن به کار می‌رود. قابس (بِ) [ ع. ] (اِفا.) سوزنده، درخشان.

              Scroll to Top