اسم

ورس

(وَ)(اِ.)مهار شُتر، چوبی که در بینی شتر کنند.

    ورساد

    (وِ) [ روس. ] (اِ.) ابزاری برای حروف – چینی دستی که عرض آن بر حسب طول سطر کم و زیاد می‌شد.

      ورثه

      (وَ رَ ثِ) [ ع. ورثه ] (اِ.) جِ وارث.

        ورجمند

        (وَ مَ) [ په ]
        ۱- (ص.) ارجمند.
        ۲- (اِ.) دارنده فره ایزدی.

          ورد

          (و) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- ذکر، دعا.
          ۲- جزیی از قرآن که انسان هر روز و هر شب بخواند. ج. اوراد.

            Scroll to Top