اسم

وردک

(وَ دَ) (اِ.) جهاز عروس، آنچه عروس با خود به خانه داماد می‌برد.

    وردنه

    (وَ دَ نِ) (اِ.) نورد؛ چوب استوانه شکلی که خمیر را با آن پهن می‌کنند.

      ورز

      (وَ)
      ۱- (اِ.) پیشه، شغل.
      ۲- کِشت و زرع.

        وراغ

        (وَ)(اِ.)۱ – شعله آتش.
        ۲- روشن، فروغ.

          ورام

          (وَ) (اِ.)
          ۱- سهل و آسان.
          ۲- کمی و نقصان در وزن یا اندازه چیزی.

            Scroll to Top