اسم

فواقع

(فَ قِ) [ ع. ] (اِ.) جِ فاقعه ؛ سختی‌ها، بلاها.

    فواکه

    (فَ کِ) [ ع. ] (اِ.) جِ فاکهه ؛ میوه‌ها.

      فندق

      (فُ دُ) [ ع. ] (اِ.) کاروانسرا؛ ج. فنادق.

        فهر

        (فِ) [ ع. ] (اِ.) سنگ، سنگ زیرین آسیا.

          فندق

          (فَ یا فُ دُ) (اِ.) درختی است از تیره پیاله داران، دارای برگ‌های پهن و دندانه دار، دانه آن کوچک و گرد با پوست سخت و مغز آن خوش طعم است.

            فهرست

            (فِ رِ) (اِ.)
            ۱- راهنمای کتاب که در آن فصل‌ها و موضوعات کتاب و صفحات مربوط به آنها در آن نوشته‌است.
            ۲- صورت اسامی چیزی.

              فندقه

              (فَ یا فُ دُ قِ یا قَ) (اِ.) گونه‌ای میوه خشک ناشکوفا که میوه اش فقط حاوی یک دانه‌است و این دانه آزاد است و به انساج میوه اتصالی ندارد. بهترین نمونه این میوه‌ها فندق است.

                فهلویات

                (فَ لَ یّ) (اِ.) اشعار و ترانه‌هایی با اوزان عروضی یا هجایی که به زبان‌ها یا لهجه‌های محلی و روستایی سروده شده.

                  فندک

                  (فَ دَ) (اِ.) ابزاری فلزی که در آن سنگ مخصوص تعبیه کرده‌اند و با آن آتش روشن کنند.

                    فهلویه

                    (فَ لَ یِّ) [ معر. ] (اِ.) اشعار و ترانه‌هایی که به زبان‌ها و لهجه‌های محلی و روستایی سروده شده.

                      Scroll to Top