فوت
(اِ.) بادی که از دهان بیرون کنند.
(فَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.)مردن، درگذشتن.
۲- گذشتن زمان انجام کاری.
۳- (اِمص.) مرگ، نیستی.
۴- از دست رفتن فرصت.
(فَ وّ رِ) [ ع. فواره ]
۱- (ص.) مؤنث فوار، بسیار جوشنده.
۲- (اِ.) چشمهای که آب آن فوران کند.
۳- لولهای که آب از آن با فشار به بیرون میجهد.