اسم

فلونیا

(فَ یا فِ) (اِ.)
۱- معجونی است که از تخم شاهدانه و شیرابه خشخاش می‌ساختند و به عنوان مسکر و مسکن به کار می‌رفته‌است ؛ فلونی.
۲- نوعی معجون مسکن و مخدر منسوب به فیلون تارسی پزشکی از معاصرین اعسطس (اوگوست) امپراطور رم که جهت تسکین درد دندان و دل درد به کار می‌رفته‌است ؛ فلونیا الرومیه.

    فلوئور

    (فُ) [ فر. ] (اِ.) گازی است زرد رنگ که به وسیله مواسان و دوار به صورت مایع درآمده‌است و بعداً آن را در ئیدروژن مایع به صورت جامد درآورده‌اند. وزن مخصوص آن ۳۱ /۱ و در منهای ۱۸۷ درجه می‌جوشد و تنفس آن خطرناک است.

      فلیل

      (فُ لَ یا لِ) (اِ.) روغن خوشبویی که از گل موتیا و جنبیلی در هند سازند.

        فم

        (فَ) [ ع. ] (اِ.) دهان ؛ ج. افواه.

          فن

          (فَ نّ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- آگاهی‌های مربوط به صنعت یا علم.
          ۲- حال، گونه.
          ۳- راه، روش.
          ۴- سرود طرب انگیز.
          ۵- در فارسی، حیله، نیرنگ، چاره. ج. فنون و افنان.

            فن کوئل

            (فَ کُ ئِ) [ انگ. ] (اِ.) دستگاه تهویه مطبوع که برای داخل ساختمان به کار می‌رود.

              فنا

              (فَ) [ ع. فناء ]
              ۱- (مص ل.) نیست شدن، نابود شدن.
              ۲- (اِمص.) نیستی، نابودی.

                فنا

                (فِ) [ ع. فناء ] (اِ.) پیش سرای که فراخ و گشاده باشد.

                  فناتیسم

                  (فَ یا فِ) [ فر. ] (اِ.)
                  ۱- تعصب دینی.
                  ۲- جانبداری شدید از یک فرقه یا یک حزب.

                    Scroll to Top