اسم

فلاشری

(فِ ش) [ فر. ] (اِ.) مرضی مهلک مخصوص کرم ابریشم که معمولاً در آخرین مرحله زندگی این کرم پیدا می‌شود. بر اثر این مرض کرم‌های ابریشم دراز اندام و بی حرکت شده بوی عفنی می‌دهند و پس از مردن سیاه می‌شوند. به همین جهت این مرض را سیاه میر نیز می‌گویند.

    فلافل

    (فِ فِ) [ ع. ] (اِ.) غذایی شبیه کتلت که از نخود، گوشت، پیاز و ادویه تند تهیه می‌شود.

      فلان

      (فُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- شخص نامعلوم.
      ۲- جانشین کلمه‌ای رکیک که نخواهند از آن نام ببرند. ؛به ~ش هم نبودن کنایه از: مطلقاً برایش اهمیت نداشتن. ؛به ~ گاو زدن کنایه از: هدر دادن، اتلاف کردن.

        فکر

        (فِ کْ) [ ع. ] (اِ.) اندیشه ؛ ج. افکار.

          فکرت

          (فِ کْ رَ) [ ع. فکره ] (اِ.) اندیشه ؛ ج. فِکَر.

            Scroll to Top