فلاش بک
(~. بَ) [ انگ. ] (اِ.) شگردی سینمایی در بیان داستان که طی آن فیلم، واقعه زمان حاضر را رها میکند و به نمایش حوادث گذشته داستان میپردازد.
(~. بَ) [ انگ. ] (اِ.) شگردی سینمایی در بیان داستان که طی آن فیلم، واقعه زمان حاضر را رها میکند و به نمایش حوادث گذشته داستان میپردازد.
(~.) [ انگ. ] (اِ.) مخزن آب شست و شو دهنده توالت که وقتی دسته آن را بکشند یا بچرخانند، آب را با فشار در توالت تخلیه میکند و سپس به طور خودکار پر میکند.
(فِ ش) [ انگ. ] (اِ.) دستگاهی که به طور متناوب و همزمان چراغهای راهنمای جلو و عقب خودرو را روشن و خاموش میکند.
(فِ ش) [ فر. ] (اِ.) مرضی مهلک مخصوص کرم ابریشم که معمولاً در آخرین مرحله زندگی این کرم پیدا میشود. بر اثر این مرض کرمهای ابریشم دراز اندام و بی حرکت شده بوی عفنی میدهند و پس از مردن سیاه میشوند. به همین جهت این مرض را سیاه میر نیز میگویند.
(فِ دِ) [ انگ. ] (اِ.) وسیلهای که دادهها را از روی دیسکت به حافظه کامپیوتر یا برعکس انتقال میدهد.
(~. کِ) [ انگ. ] (اِ.) صفحه پلاستیکی کوچک قابل انعطافی با پوشش مغناطیسی برای ذخیره اطلاعات کامپیوتری.