اسم

فضه

(فِ ضِّ) [ ع. فضه ] (اِ.) نقره، سیم.

    فضول

    (~.) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- باقی مانده مال بیش از حد نیاز.
    ۲- آن چه که به طور طبیعی از بدن دفع می‌شود.
    ۳- (اِمص.) یاوه گویی.
    ۴- در فارسی به معنی کسی که در کار دیگران دخالت می‌کند.

      فصیل

      (فَ) [ ع. ] (اِ.) دیوار کوتاه درون باره شهر.

        فضا

        (فَ) [ ع. فضاء ] (اِ.)
        ۱- مکان فراخ، زمین وسیع.
        ۲- کیهان، آن سوی جوّ.

          Scroll to Top