اسم

وراغ

(وَ)(اِ.)۱ – شعله آتش.
۲- روشن، فروغ.

    ورام

    (وَ) (اِ.)
    ۱- سهل و آسان.
    ۲- کمی و نقصان در وزن یا اندازه چیزی.

      ورانداز

      (وَ. اَ) (اِ.)
      ۱- اندازه (جامه و غیره).
      ۲- نقشه، مسوده.

        ودع

        (وَ دَ) [ ع. ] (اِ.) نوعی صدف، گوش ماهی.

          ودکا

          (وُ) [ روس. ] (اِ.)نوعی نوشابه الکلی بی رنگ قوی، عرق روسی.

            ودویل

            (وُ) [ فر. ] (اِ.)
            ۱- ترانه محلی هجوآمیز و نشاط انگیز که ترجیع بندش اهمیت بسزا دارد.
            ۲- نمایشنامه کمدی خفیف که در آن خدعه‌ای ماهرانه گنجانده باشند.

              ودیعت

              (وَ عَ) [ ع. ودیعه ] (اِ.) پولی یا مالی که به امانت سپرده شود.

                ودیعه

                (وَ عِ یا عَ) [ ع. ودیعه ] (اِ.) نک. ودیعت.

                  Scroll to Top