فایقه
(یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.
(یِ قِ) [ ع. فائقه ] (اِفا.) مؤنث فائق، زنی که از حیث جمال بر همگان برتری داشته باشد. ؛ احترامات ~ احترامات عالیه.
[ ع. فأل ] (اِ.)
۱- پیش بینی، پیش گویی.
۲- هرچیزی که با آن فال بگیرند.
۳- بخت، طالع. ؛ هم ~ُ هم تماشا کنایه از: هم کار و هم سرگرمی.
(اِ.)
۱- قسمتهای مساوی از یک چیز، مانند برشهای یک اندازه از خربزه، گردو و…
۲- بخش کوچک از یک چیز.
(نْ ژْ) (اِ.) [ از فالانسخه اسپانیایی ] هر یک از افراد چماق دار سازمان یافته در گروههای فشار. مأخوذ از نام حزب فالانژ در اسپانیا که مانندفاشیستها بر قدرت حاکمیت تکیه دادند.