اسم

وحشت

(وَ شَ) [ ع. وحشه ] (اِ.) ترس، هراس.

    وحم

    (وَ حِ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- ویار و اشتهای شدید زنان باردار به نوعی خوراکی یا مواد دیگر.
    ۲- خواهان جماع شدن.

      وجنه

      (وَ نِ) [ ع. وجنه ] (اِ.) چهره، رخسار. ج. وجنات.

        وجه

        (وَ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- روی، چهره.
        ۲- طریقه، جهت.
        ۳- پول. ج. وجوه.
        ۴- ذات، شخص.
        ۵- قصد، نیت.
        ۶- دلیل، سبب. ؛ ~ ضمان پول (یا مالی) که برای ضمانت می‌سپارند. ؛~ ِ مصالحه آن چه برای برقراری صلح میان دو طرف مورد معامله قرار می‌گیرد.

          وجهه

          (و ه) [ ع. وجهه ] (اِ.)
          ۱- طرف، جانب.
          ۲- اعتبار، آبرو.

            وجود

            (وُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- هستی.
            ۲- بدن، جسم.

              وجوه

              (وُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وجه.
              ۱- راه‌ها.
              ۲- روش‌ها.
              ۳- انواع.
              ۴- پول‌ها.

                وجوهات

                (وُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وجوه.
                ۱- پول‌ها.
                ۲- آن چه بابت خمس و زکات در اختیار علمای روحانی قرار داده می‌شود.

                  Scroll to Top