اسم

وجوهات

(وُ) [ ع. ] (اِ.) جِ وجوه.
۱- پول‌ها.
۲- آن چه بابت خمس و زکات در اختیار علمای روحانی قرار داده می‌شود.

    وجب

    (وَ جَ)(اِ.)فاصله بین انگشت شَست و انگشت کوچک وقتی انگشت‌ها از هم باز باشد.

      وجدان

      (وِ یا وُ) [ ع. ] (اِ.) نیرویی باطنی که خوب را از بد تشخیص می‌دهد.

        وجع

        (وَ جَ) [ ع. ] (اِ.) درد، رنج. ج. اوجاع.

          وجگن

          (وَ گَ) (اِ.) وَشگَن ؛ آلت تناسلی.

            وجل

            (وَ جَ) [ ع. ] (اِ.) ترس، بیم.

              Scroll to Top