فاخته
(خْ تِ) [ ع. فاخته ] (اِ.) کوکو، پرندهای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد.
(خْ تِ) [ ع. فاخته ] (اِ.) کوکو، پرندهای است خاکی رنگ شبیه کبوتر و کمی کوچک تر از آن که دور گردنش طوقی سیاه دارد.
(دَ) (اِ.) = فاذج: سنگی است زرد مایل به سفیدی و سبزی و رنگهای دیگر بر او ظاهر است. در قدیم آن را دافع همه سموم میدانستند؛ پادزهر کانی، فادزهر معدنی.
[ فر. ] (اِ.)
۱- کارخانه.
۲- در اصطلاح فنی آن چه که در کارخانه سازنده اصلی ساخته شده باشد، اصل.
(تِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- فتنه انگیزنده.
۲- کسی که اراده فجور با زنان کند.
۳- گمراه کننده.
۴- شیطان.