اسم

غله

(غُ لَّ) (اِ.) = غله: شاماکچه که زیر زره پوشند؛ شعاری که زیر لباس پوشند.

    غله بوم

    (~.) [ ع – فا. ] (اِمر.) ملک یا مزرعه‌ای که غله فراوان داشته باشد.

      غلغله

      (غُ غُ لِ) (اِ.)
      ۱- هیاهوی.
      ۲- هنگامه، آشوب. ؛ ~ء شام کنایه از: ازدحام شدید.

        غلفتی

        (غِ لِ) (اِ.) پوست گوسفند یا هر حیوان دیگری که یکسره از بدن آن جدا کنند.

          غلفچ

          (غَ لَ) (اِ.) = غلفج:
          ۱- زنبور سرخ، زنبور عسل.
          ۲- زلو، زالو.

            غلق

            (غَ لَ) [ ع. ] (اِ.) کلون، چوبی که بدان در را بندند.

              غلک

              (غُ لَّ) (اِ.) = قلک: کوزه سفالی کوچک که بچه‌ها پول خرد را در آن پس انداز می‌کنند.

                Scroll to Top