اسم

غلیز

(غَ یا غِ) (اِ.) گلیز، آب دهان بچه.

    غلیژن

    (غَ ژَ) (اِ.) لجن، گِل و لای سیاهی که در ته حوض‌ها و جوی‌ها جمع می‌شود.

      غلیل

      (غَ) [ ع. ] (اِمص.)
      ۱- تشنگی شدید.
      ۲- سوزش درون.
      ۳- دشمنی، حقه.

        غم

        (غَ) [ ع. ] (اِ.) اندوه، حزن.

          غم خورک

          (~. خُ رَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پرنده‌ای ا ز راسته بلندپایان که جثه‌ای بزرگ دارد و دارای نوکی مخروطی شکل و طویل است و گردنی بلند و عاری از پر دارد. پاهایش نیز دراز است. در کنار مرداب‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کند. حیوانی است گوشه گیر و محتاط.

            غلغله

            (غُ غُ لِ) (اِ.)
            ۱- هیاهوی.
            ۲- هنگامه، آشوب. ؛ ~ء شام کنایه از: ازدحام شدید.

              Scroll to Top