غم
(غَ) [ ع. ] (اِ.) اندوه، حزن.
(~. خُ رَ) [ ع – فا. ] (اِمر.) پرندهای ا ز راسته بلندپایان که جثهای بزرگ دارد و دارای نوکی مخروطی شکل و طویل است و گردنی بلند و عاری از پر دارد. پاهایش نیز دراز است. در کنار مردابها و رودخانهها زندگی میکند. حیوانی است گوشه گیر و محتاط.
(غُ لُ وّ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) از حد گذشتن.
۲- (اِمص.) تجاوز، مبالغه.
۳- در شعر، بیان اغراق آمیز صفتی که در واقعیت محال و غیرممکن باشد.
(غَ لَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به جوش آمدن.
۲- (اِمص.) جوشش.
۳- هیجان، جوش و خروش.
۴- تبدیل مایع به بخار.