اسم

غفر

(~.) [ ع. ] (اِ.) منزل پانزدهم ماه که سه ستاره کوچک است در برج میزان.

    غفلت

    (غِ لَ) [ ع. غفله ]
    ۱- (مص م.) فراموش کردن، اهمال کردن.
    ۲- بی خبر شدن.
    ۳- (اِ مص.) فراموشی.

      غصه

      (غُ صِّ) [ ع. غصه ] (اِ.)
      ۱- آن چه در گلو گیر کند و فرو نرود.
      ۲- اندوه گلوگیر.

        غضاره

        (غَ رَ یا رِ) [ ع. غضاره ] (اِ.)
        ۱- سفال سبزی است که برای دفع چشم زخم به کار برند؛ طین حر.
        ۲- کاسه بزرگ ؛ ج. غضائر (غضایر).

          غضاضت

          (غَ ضَ) [ ع. غضاضه ] (اِمص.)۱ – فرو خوابانیدن چشم.
          ۲- تر و تازه شدن.
          ۳- تازه روی شدن.
          ۴- خواری.
          ۵- نقصان.

            غضب

            (غَ ضَ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) خشم گرفتن.
            ۲- (اِمص.) خشمگینی.
            ۳- (ا ِ.) خشم.

              غشاء

              (~.) [ ع. ] (اِ.) پرده پوششی حول و درون برخی اندام‌های درونی و قسمت سطحی سیتوپلاسم سلول‌های حیوانی و پرده سلولزی حول سلول‌های گیاهی.

                Scroll to Top