غفر
(~.) [ ع. ] (اِ.) منزل پانزدهم ماه که سه ستاره کوچک است در برج میزان.
(غَ رَ یا رِ) [ ع. غضاره ] (اِ.)
۱- سفال سبزی است که برای دفع چشم زخم به کار برند؛ طین حر.
۲- کاسه بزرگ ؛ ج. غضائر (غضایر).
(غَ ضَ) [ ع. غضاضه ] (اِمص.)۱ – فرو خوابانیدن چشم.
۲- تر و تازه شدن.
۳- تازه روی شدن.
۴- خواری.
۵- نقصان.
(~.) [ ع. ] (اِ.) پرده پوششی حول و درون برخی اندامهای درونی و قسمت سطحی سیتوپلاسم سلولهای حیوانی و پرده سلولزی حول سلولهای گیاهی.