غژب
(غُ) (اِ.)
۱- حبه انگور.
۲- هسته انگور.
(~. گَ) [ ع – فا. ] (اِ.)
۱- حشرهای که به غریبه نیش میزند و بومیان نسبت به آن مصونیت دارند.
۲- عقرب.
۳- ساس، کَنِه.
(غَ زِ) [ ع. غریزه ] (اِ.) سرشت، ذات. ؛~ی جنسی غریزه اطفاء شهوت که سبب تولید نسل و بقاع نوع است.
(غَ ژَ) (اِ.) = غریژن. غریزن. غلیزن: گل و لای سیاه که در بن حوضها و ته تالابها و جویها است.
(غَ) (اِ.)
۱- فریاد، صدای غرش، صدای بم و گنگ بسیار بلند.
۲- گریه و زاری.
۳- نوایی است از موسیقی.