اسم

وتر

(وَ تَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- زه کمان. ج. اوتار.
۲- زه یا سیم ساز.
۳- خطی است که دایره را به دو قسمت نامساوی تقسیم کند.
۴- ضلع روبروی زاویه قائمه مثلث.
۵- زردپی.

    وتر

    (وَ یا وِ) [ ع. ]
    ۱- (ص.) فرد، تنها، طاق.
    ۲- (اِ.) عدد طاق.
    ۳- کینه. ج. اوتار.

      وتر

      (وِ) [ ع. ] (اِ.) قسمی از نماز فرد که فقط یک رکعت دارد.

        وتو

        (وِ تُ) [ فر. ] (اِ.) مخالف، امتناع. ؛حق ~ حقی که به دولتی داده شود مبنی بر رد پیشنهاد دول هم پیمان.

          وتیره

          (وَ رِ) [ ع. وتیره ] (اِ.)
          ۱- طریقه، روش.
          ۲- دستور.
          ۳- نهاد.

            وثاق

            (وِ یا وُ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- خانه، اطاق.
            ۲- حرم سرا.

              وثاقت

              (وَ قَ) [ ع. وثاقه ] (اِمص.)
              ۱- استحکام، استواری.
              ۲- موثقی، معتمدی.

                وای

                [ په. ] (اِ.)
                ۱- افسوس.
                ۲- فریاد، ناله.

                  وایت برد

                  (بُ) [ انگ. ] (اِمر.) اسبابی به صورت صفحه‌ای سفید(از جنس پلاستیک، پشم شیشه و مانند آن) که می‌توان روی آن با ماژیک مخصوص آن مطلبی را نوشت که به راحتی قابل پاک کردن می‌باشد.

                    Scroll to Top