اسم

غالوک

(اِ.)
۱- گلوله، گلوله کمان گروهه.
۲- کمان گروهه.

    غالیه

    (یِ) [ ع. غالیه ]
    ۱- (ص.) مؤنث غالی، گران.
    ۲- (اِ.) بوی خوشی مرکب از مشک و عنبر و باله به رنگ سیاه که موی را بدان خضاب کنند.

      غاک

      (اِ.)
      ۱- صدای کلاغ.
      ۲- فتنه و آشوب.

        غال

        (اِ.)
        ۱- غار، شکاف کوه.
        ۲- جای خواب گوسفندان در کوه.
        ۳- سوراخی در زمین که جانورانی مانند روباه و شغال در آن زندگی می‌کنند.

          غاسق

          (س) [ ع. ]
          ۱- (اِفا.) تاریک شونده.
          ۲- (اِ.)ماه.
          ۳- شب تاریک.

            Scroll to Top