اسم

غال

(اِ.)
۱- غار، شکاف کوه.
۲- جای خواب گوسفندان در کوه.
۳- سوراخی در زمین که جانورانی مانند روباه و شغال در آن زندگی می‌کنند.

    غال

    (اِ.)
    ۱- خانه، منزل.
    ۲- آشیانه زنبور.

      غالوک

      (اِ.)
      ۱- گلوله، گلوله کمان گروهه.
      ۲- کمان گروهه.

        غالیه

        (یِ) [ ع. غالیه ]
        ۱- (ص.) مؤنث غالی، گران.
        ۲- (اِ.) بوی خوشی مرکب از مشک و عنبر و باله به رنگ سیاه که موی را بدان خضاب کنند.

          غاشیه

          (یِ) [ ع. غاشیه ] (اِ.)
          ۱- سوره هشتادو هشتم از قرآن کریم دارای بیست و شش آیه.
          ۲- روپوش زین.
          ۳- قیامت.

            غاص

            (صّ) [ ع. ] (اِفا.)
            ۱- انباشته، پُر.
            ۲- گروه بسیاری از مردم که یک جا گِرد هم آیند.

              Scroll to Top