اسم

عوض

(ع یا عَ وَ) [ ع. ] (اِ.) بَدَل، چیزی که به جای چیز دیگر داده شود.

    عویل

    (عَ وِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) صدا بلند کردن در گریه و زاری.
    ۲- (اِمص.) شیون و زاری.

      عیادت

      (عِ یا عَ دَ) [ ع. عیاده ]
      ۱- (مص ل.) به احوال پرسی بیمار رفتن.
      ۲- (اِمص.) ملاقات و احوال پرسی.

        عیاذ

        (عِ یا عَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) پناه بردن.
        ۲- (اِ.) پناه، پناهگاه.

          عیار

          (عِ یا عَ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) اندازه کردن.
          ۲- آزمودن صحت پیمانه.
          ۳- (اِ.) مقیاس برای اندازه گیری مقدار خالص طلا و نقره.

            عیال

            (عِ یا عَ) [ ع. ] (اِ.) زن و فرزندان، اهل خانه.

              عود

              (عُ) [ ع. ]
              ۱- (مص ل.) بازگشتن.
              ۲- (اِ مص.) بازگشت.

                عوارضی

                (~.) [ ع – فا. ] (اِمر.)
                ۱- جای دریافت عوارض.
                ۲- مأمور دریافت عوارض.

                  Scroll to Top