عوض
(ع یا عَ وَ) [ ع. ] (اِ.) بَدَل، چیزی که به جای چیز دیگر داده شود.
(عِ یا عَ دَ) [ ع. عیاده ]
۱- (مص ل.) به احوال پرسی بیمار رفتن.
۲- (اِمص.) ملاقات و احوال پرسی.
(عِ یا عَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) اندازه کردن.
۲- آزمودن صحت پیمانه.
۳- (اِ.) مقیاس برای اندازه گیری مقدار خالص طلا و نقره.
[ ع. ] (اِ.)
۱- چوب، شاخه بریده شده از درخت.
۲- بربط، از سازهای زِهی با کاسهای بیضی شکل و دستهای سرکج.
۳- نامِ درختی که در هند میروید، چوب آن قهوهای رنگ و خوش بو میباشد.