عین
(ع) (اِ.) بیست و یکمین حرف از الفبای فارسی.
(عَ یا ع) [ ع. ] (اِ.)
۱- چشم.
۲- چشمه.
۳- زر.
۴- ذات و نفس هر چیز. ؛~ خیال کسی نبودن هیچ اهمیت ندادن.
(عَ نُ لْ یَ قِ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- پی بردن به ماهیت چیزی یا دیدن آن چیز.
۲- نزد اهل تصوف مرحله دوم از یقین که صرفاً به سبب خلوص باطن سالک بسیاری از اسرار بر او هویدا میشود.
(عَ یا عِ نَ) [ ع – فا. ] (اِ.) یک جفت شیشه طبی که در قابی دارای دو دسته قرار گرفته، آن را به چشم مینهند برای کمک به چشمهای ضعیف یا برای محافظت چشم در برابر نور شدید آفتاب.