عفو
(عَ فْ وْ) [ ع. ]
۱- (مص م.) بخشودن، گذشت کردن.
۲- (اِمص.) بخشایش، گذشت.
(عُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- پرندهای است شکاری با جثهای بزرگ دارای منقاری خمیده، چشمهایی تیزبین و چنگالهایی نیر ومند.
۲- صورت فلکی بزرگی در آسمان استوا و در کهکشان راه شیری به شکل لوزی نسبتاً بزرگی که روشن ترین ستاره آن نَسر طایر نام دارد.
(عَ قْ رَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- کژدم ؛ جِ عقارب.
۲- نام صورتی فلکی در نیم کره جنوبی آسمان و نام هشتمین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود، آبان ماه در این برج قرار میگیرد.