اسم

عطفه

(عَ طَ فَ) [ ع. عطفه ] (اِ.) گیاهی است بی شاخ و برگ که بر درخت می‌پیچد.

    عطفه

    (عَ طْ فِ یا فَ) [ ع. عطفه ] (اِ.) مهره‌ای جادویی برای افسون کردن مرد تا پای بند زن خود باشد.

      عطلت

      (عُ طْ لَ) [ ع. عطله ] (اِمص.)
      ۱- بیکاری.
      ۲- بی پیرایگی زن.

        عطن

        (عَ طَ) [ ع. ] (اِ.) خوابگاه چهارپایان در نزدیکی آب.

          عطارد

          (عُ رُ یا رِ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- تیر؛ کوچک ترین سیاره منظومه شمسی و نزدیک ترین سیاره به خورشید.
          ۲- در اساطیر یونان، رب النّوع نویسندگی.
          ۳- در ادب فارسی دبیر فلک است.

            عطایا

            (عَ) [ ع. ] (اِ.) جِ عطیه ؛ بخشش‌ها، هدیه‌ها.

              عصیب

              (عَ ص) [ ع. ] (اِ.) نوعی خوراکی درست شده از روده گوسفند که آن را از دل و جگر انباشته باشند.

                عصیده

                (عَ دَ یا دِ) [ ع. عصیده ] (اِ.) نوعی حلوا که از آرد و روغن تهیه کنند؛ ج. عصائد (عصاید).

                  Scroll to Top