عصفور
(عُ) [ ع. ] (اِ.) گنجشک. ج. عصافیر.
(عِ صْ مَ) [ ع. عصمه ]
۱- (اِمص.) پاک دامنی، نگاهداری نفس از گناه و خطا.
۲- (اِ.) فرشته اجتناب از گناه.
(عَ) [ ع. ] (اِ.) چوبدستی، دستواره. ؛~قورت دادن کنایه از: بسیار جدی و خشک بودن، نرمش نداشتن. ؛ ~ی دست کسی بودن کنایه از: تکیه گاه کسی بودن، نگه دار و مددکار کسی بودن.