اسم

عبقری

(عَ بْ قَ) [ ع. ]
۱- (ص.) بزرگ قوم.
۲- (اِ.) نوعی گستردنی از دیبای منقش.
۳- قوی، توانا.
۴- بهتر و کامل تر از هر چیزی.

    عبودت

    (عُ دَ) [ ع. عبوده ] (اِمص.)
    ۱- بندگی، غلامی.
    ۲- طاعت.
    ۳- پرستش.

      عبیر

      (عَ) [ ع. ] (اِ.) ماده‌ای خوشبو مرکب از مشک و کافور.

        عتاد

        (عَ) [ ع. ] (اِ.) ساخت و سامان، آن چه جهت سفر و جز آن آماده سازند.

          Scroll to Top