طیطو
(طَ یْ) (اِ.) نوعی مرغابی.
(طَ لِ) [ ع. طویله ]
۱- (ص.) مؤنث طویل، زن دراز بالا.
۲- (اِ.) ریسمانی که با آن پای ستور را ببندند.
۳- در فارسی به معنی اصطبل.
(طَ یّ) [ ع. ]
۱- (مص م.) درنوردیدن، پیمودن.
۲- پوشاندن، پنهان کردن.
۳- (اِ.) ضمن، لا، چیزی که لای چیز دیگر بپیچند.
(طَ یّ) [ ع. ]
۱- (ص.) پرواز کننده، پرنده.
۲- (اِ.) چُست و چالاک، تیزرو.
۳- ترازو، زبانه ترازو.
۴- (اِ.) نوعی کشتی.
(طِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پاکیزه شدن.
۲- خوشبو شدن.
۳- حلال شدن.
۴- (اِ.) بوی خوش.
۵- روا، حلال.
۶- پاک، پاکیزه.
۷- بهترین از هر چیز.
(طُ قِ) [ ع. طوقه ] (اِ.)
۱- حلقه.
۲- حلقه فلزی چرخ دوچرخه یا موتورسیکلت که لاستیک روی آن قرار میگیرد.
۳- بخش زیرین چاه که دارای قطر و گشادی بیشتر است.