اسم

طورانی

[ ع. ]
۱- (ص.) وحشی (مرغ، کبوتر، مردم).
۲- (اِ.) کسی، احدی.

    طوزغو

    [ تر. ] (اِ.) طعامی که پیشکش خویشاوندان و بزرگان کنند.

      طوزلق

      (لُ) [ تر. ] (اِ.) خوراکی است که انواع مختلف دارد.

        طوطی

        (اِ.) پرنده‌ای از راسته طوطیان، دارای پرهای سبز و زرد و قرمز و زبان گوشتی و منقار خمیده و قوی که می‌تواند اصوات را تقلید کند.

          طوع

          (طُ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) فرمان بردن.
          ۲- (اِمص.) فرمانبرداری.

            طوف

            (طُ) [ ع. ]
            ۱- (مص ل.) گرد چیزی گشتن.
            ۲- (اِمص.) گردش، گشت.

              طوفان

              [ معر. ] (اِ.)
              ۱- باران فراوان و شدید.
              ۲- باد سخت.
              ۳- هر چیز شدید و بسیار.

                طوق

                (طُ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- گردن بند
                ۲- هر آن چه که گرداگرد چیزی را فرا گیرد.
                ۳- خطی بر گرد گردن پرندگان مانند کبوتر و قُمری. ؛~ لعنت به گردن کسی انداختن او را گرفتار زحمت و ناراحتی طولانی کردن.

                  طوقه

                  (طُ قِ) [ ع. طوقه ] (اِ.)
                  ۱- حلقه.
                  ۲- حلقه فلزی چرخ دوچرخه یا موتورسیکلت که لاستیک روی آن قرار می‌گیرد.
                  ۳- بخش زیرین چاه که دارای قطر و گشادی بیشتر است.

                    طول

                    (طَ یا طُ) [ ع. ] (اِمص.)
                    ۱- زیادت، فزونی.
                    ۲- علو.
                    ۳- وسعت، فراخی.
                    ۴- قدرت، توانگری.

                      Scroll to Top